باور کنیم مسئولیت مراقبت جمعی با ماست،

باور کنیم مسئولیت مراقبت جمعی با ماست،

قلم را در مرکب فرو بردم، از آن خون بر صفحه جاری شد؛ پوست کاغذ شتافت...
بهرام بیضایی در طومار شیخ شرزین

رنج این روزها بعد از دی ماه خونین 1404، مانند همه هم‌وطنان‌مان آنقدر برای ما سنگین بود که نتوانستیم آن را به کلام درآوریم. قبل از هرچیز، یاد و نام همه به خاک‌افتادگان دی را گرامی می‌داریم و با همه بازماندگان هم‌سوگ و هم‌دردیم.

اما در این سکون و تحرک، خشم و حق‌خواهی و تردید و تعلیق مردم‌مان، آنجایی که بدن‌ها از بار غم به رقص در می‌آیند، باید به یاد آوریم که نهادهای مدنی هنوز هستند، هنوز مسئولیت دارند و هنوز می‌توانند پایگاه‌های امن اجتماعی و فضاهای مراقبت باشند.

ما باید باور کنیم که هنوز کاری هست که بتوانیم باهم انجام دهیم. باید باور کنیم که مسئولیت مراقبت جمعی با ماست. که چاره‌ای جز بازآرایی نداریم. که باهم می‌توانیم بهتر عمل کنیم. که می‌توانیم پناه هم باشیم.

مردم حق دارند سوگ‌وار، خشمگین و بی‌اعتماد باشند و احساس گم‌شدگی داشته باشند. اما ما نهادهای مدنی نمی‌توانیم تنها به تسلیت و‌ سوگواری بسنده کنیم و حرف از بی‌قدرتی بزنیم. اتفاقا ما باید از تمامی قدرت و ظرفیت‌مان استفاده کنیم که کنار مردم باشیم.

ما باید باور کنیم که هنوز می‌توان زندگی را از زیر بار غم بیرون کشید و نگذاشت مرگ، صداهای کشته‌شدگان را خاموش کند. هنوز می‌توان دادخواه و مسئولیت‌پذیر بود. که می‌توان پشتیبان بازماندگان و نیازهای اجتماعی آنان بود. که می‌توان به اجتماعات هدف‌مان فکر کرد و صدای بلندشان را که نشنیدند و نشنیدند و نشنیدند، بشنویم.

باید باور کنیم که هنوز عاملیتی داریم، تاب‌آوریم و التیام‌بخش زخم‌های عمیق آسیب‌دیدگان و روح و روان جامعه باشیم. مگر ما به جز خودمان چه کسی را داریم؟شاید هنوز کاری هست که بتوانیم باهم انجام دهیم.

مطالب منتخب