فاضل یزدانپناه، پژوهشگر انسانشناسی
قطع اینترنت فقط خاموش شدن یک شبکه نیست؛ توقف بخشی از توان جامعه برای مراقبت از خودش است. برای جامعه مدنی، اینترنت محل تبدیل اعتماد به عمل است: جایی که پیام یک خیریه به حمایت مالی تبدیل میشود، گزارش یک سازمان به اعتماد عمومی، و هماهنگی چند داوطلب به خدمترسانی واقعی. وقتی این مسیر قطع یا مختل میشود، سازمانها ناچارند برای حفظ حداقل فعالیت، انرژی خود را صرف مسیرهای جایگزین کنند؛ این یعنی فرسایش نهادی. تابآوری سازمانهای مردمنهاد ارزشمند است، اما نباید بهانهای برای عادیسازی قطعی اینترنت شود. نیاز جامعه مدنی روشن است: اینترنت نباید در بحران قطع شود و مهمتر از آن، نباید قطع شدنش به وضعیت عادی تبدیل شود.
اینترنت در ایران دیگر یک ابزار جانبی نیست؛ بخشی از زیرساخت زندگی روزمره است. تجربه جنگ و بحرانهای پیدرپی نشان داد که بخش بزرگی از کار، آموزش، درمان، پرداخت، خرید، ثبتنام، اطلاعرسانی، پیگیری خدمات عمومی، ارتباط خانوادگی، هماهنگی کاری و فعالیت داوطلبانه به بسترهای دیجیتال گره خورده است. در چنین وضعیتی، قطع یا اختلال اینترنت فقط به معنی باز نشدن چند سایت یا کند شدن چند اپلیکیشن نیست؛ به معنی اختلال در ریتم عادی زندگی است. اینترنت، مانند برق و حملونقل، زیرساختی خاموش است که وقتی کار میکند کمتر دیده میشود، اما وقتی مختل میشود، تقریبا همه چیز را با خود درگیر میکند.
این مسئله برای جامعه مدنی اهمیتی دوچندان دارد. سازمانهای مردمنهاد، خیریهها، گروههای داوطلبانه، انجمنهای محلی و نهادهای اجتماعی معمولا نه بودجههای بزرگ دارند، نه شبکه اداری گسترده و نه رسانه رسمی دائمی. سرمایه اصلی آنها اعتماد، ارتباط و توان بسیج اجتماعی است؛ سرمایهای که در سالهای اخیر تا حد زیادی از مسیر اینترنت ساخته و حفظ شده است: شبکههای اجتماعی برای اطلاعرسانی، پیامرسانها برای هماهنگی، وبسایتها برای گزارشدهی، درگاههای پرداخت برای جذب کمک، فرمهای آنلاین برای ثبت اطلاعات و گروههای مجازی برای مدیریت داوطلبان. بنابراین وقتی اینترنت قطع میشود، جامعه مدنی فقط یک ابزار ارتباطی را از دست نمیدهد؛ بخشی از ظرفیت سازماندهی خود را از دست میدهد.
گزارشهای کیفیت اینترنت انجمن تجارت الکترونیک تهران نشان میدهد مسئله اینترنت در ایران تنها کندی نیست؛ ترکیبی از کندی، اختلال و محدودیت است. در گزارش پنجم این انجمن، اینترنت ایران با سه گزاره «کند»، «پر اختلال» و «محدود» توصیف شده و جایگاه ایران در میان ۱۰۰ کشور اول از نظر تولید ناخالص داخلی، در رتبههای انتهایی کیفیت اینترنت گزارش شده است (انجمن تجارت الکترونیک تهران، ۱۴۰۴). این وضعیت وقتی با قطعیهای گسترده پس از بحران دیماه و سپس اختلالهای دوره جنگ و پیامدهای آن تا بهار ترکیب میشود، دیگر فقط یک مسئله فنی نیست؛ به یک بحران اجتماعی و اقتصادی تبدیل میشود. طبق گزارش ششم، قطعی و اختلال اینترنت در زمستان ۱۴۰۴ خسارت روزانهای در حدود ۵ هزار میلیارد تومان به اقتصاد کشور تحمیل کرده است (انجمن تجارت الکترونیک تهران، ۱۴۰۵). این عدد، هرچند با زبان اقتصاد بیان میشود، برای جامعه مدنی نیز معنا دارد: هر جا جریان مالی و ارتباطی مختل شود، امکان خدمترسانی هم آسیب میبیند.
در فعالیت جامعه مدنی، اینترنت فقط محل انتشار خبر نیست؛ محل تبدیل اعتماد به عمل است. یک خیریه برای تامین دارو، یک انجمن برای پیگیری وضعیت مددجویان، یک گروه داوطلبانه برای خدمترسانی، یک سازمان آموزشی برای ادامه کلاسها و یک نهاد محلی برای ارتباط با حامیان، به شبکهای از تماسها، دادهها و پرداختها وابسته است. اختلال اینترنت یعنی حامی پیام را نمیبیند، لینک پرداخت باز نمیشود، گزارش به موقع منتشر نمیشود، داوطلب از زمان و مکان فعالیت مطلع نمیشود، اطلاعات ثبتشده در سامانهها در دسترس نیست و ارتباط با جامعه هدف با تاخیر یا گسست روبهرو میشود. در ظاهر، فقط ارتباط قطع شده است؛ اما در عمل، یک زنجیره مراقبت و حمایت اجتماعی از چند نقطه میشکند.
گزارش افرا از وضعیت سازمانهای نیکوکاری و مردمنهاد در جنگ ۴۰روزه اسفند ۱۴۰۴ و فروردین ۱۴۰۵ همین مسئله را از زاویه تجربه سازمانها نشان میدهد. این گزارش بر پایه بررسی ۵۱ سازمان در ۱۹ استان تدوین شده و نشان میدهد سازمانها در بحران، همزمان با چند فشار مواجه بودهاند: آسیب به جریان مالی، اختلال در ارتباطات دیجیتال، توقف یا محدودیت فعالیتهای حضوری، فشار روانی بر نیروها و نبود پروتکل روشن برای مدیریت بحران. در این میان، قطعی اینترنت و اختلال در کانالهای ارتباطی دیجیتال یکی از پرتکرارترین چالشها بوده است (افرا، ۱۴۰۵). این داده نشان میدهد پایداری اینترنت، پیششرط تداوم فعالیت اجتماعی است.
در دورههای بحران، نیاز اجتماعی معمولا بیشتر میشود، اما توان عملیاتی سازمانها کاهش پیدا میکند. درست در زمانی که مردم به اطلاعرسانی دقیقتر، حمایت روانی، خدمات ضروری، کمکهای فوری و ارتباط قابل اتکا نیاز دارند، سازمانهای مدنی با اختلال در کانالهای ارتباطی، کاهش جذب منابع و دشواری هماهنگی روبهرو میشوند. وقتی سازمان نمیتواند با حامیانش ارتباط بگیرد، منابعش کاهش مییابد؛ وقتی منابع کاهش مییابد، دامنه خدمات محدود میشود؛ و وقتی خدمات محدود میشود، جامعه هدف و شبکه پیرامونی آن با مشکل روبهرو میشوند. به این معنا، قطعی اینترنت یک رخداد فنی نیست؛ یک زنجیره اجتماعی از پیامدهاست.
از همین جاست که بحث پایداری اینترنت باید از سطح مطالبه کاربران یا کسبوکارهای آنلاین فراتر برود. جامعه مدنی برای ادامه کار خود به اینترنتی نیاز دارد که پایدار، امن و عمومی باشد. اینترنت طبقاتی، قطعیهای ناگهانی، اختلالهای مکرر، فیلترینگ گسترده و وابستگی اجباری به ابزارهای دور زدن محدودیت، همه هزینه فعالیت مدنی را بالا میبرند. سازمانی که باید وقت خود را صرف ارتباط با مردم، جذب حمایت، گزارشدهی شفاف و خدمترسانی کند، ناچار میشود بخشی از انرژی خود را صرف پیدا کردن مسیر جایگزین، مهاجرت میان پلتفرمها، پیدا کردن فیلترشکن، تماسهای دستی و ترمیم ارتباطات از دست رفته کند. این یعنی فرسایش نهادی.
بسیاری از سازمانها در بحرانها با تماس تلفنی، رابطین محلی، دورکاری، تیمهای کوچک بحران، اولویتبندی خدمات و ارتباط مستقیم با حامیان تلاش کردهاند فعالیت خود را حفظ کنند. اما تابآوری سازمانها نباید بهانهای برای عادیسازی اختلال شود. اینکه یک سازمان بتواند در تاریکی چراغی روشن نگه دارد، دلیل نمیشود تاریکی را طبیعی بدانیم. پایداری اینترنت، بخشی از زیرساخت مشارکت اجتماعی است. اگر جامعه مدنی یکی از ستونهای حل مسائل اجتماعی است، پایداری اینترنت هم یکی از ستونهای پنهان جامعه مدنی است. از همین رو، خواسته جامعه مدنی فقط «وصل شدن دوباره» نیست؛ خواسته اصلی این است که قطع اینترنت عادی نشود.
منابع
گزارش «در مدار بحران»، موسسه افرا، فروردین ۱۴۰۵
https://afraway.org/news/afraway-40days-war-crisis-report-is-published
گزارش پنجم و ششم کیفیت اینترنت ایران، انجمن تجارت الکترونیک تهران، ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵
https://etchamber.ir/internet05
https://way2pay.ir/wp-content/uploads/no6.1.pdf

