جنگ فقط مسئله‌ای نظامی نیست؛ گزارش نشست «جنگ، رفاه و کنش مدنی»

جنگ فقط مسئله‌ای نظامی نیست؛ گزارش نشست «جنگ، رفاه و کنش مدنی»

دومین نشست از مجموعه «جوانه که می‌زنیم؛ نهاد مدنی، نهاد مراقبت» در سال ۱۴۰۵، با عنوان «جنگ، رفاه و کنش مدنی» ۱۱ مرداد در موسسه معین برگزار شد. محور نشست این پرسش بود که در شرایط جنگ و بحران، چه بر سر رفاه، سیاست اجتماعی و امکان کنش جمعی می‌آید و نهادهای مدنی چگونه می‌توانند از واکنش‌های مقطعی فراتر بروند. شیما وزوایی در آغاز نشست گفت هدف، فاصله گرفتن از قاب رایج  و نگاه کردن به وضعیت اکنون است: اینکه در دل بحران چه نیازهایی به حاشیه می‌روند و چه امکان‌هایی برای کنش مدنی وجود دارد.

ساختن سوژه تغییر؛ نهاد مدنی فقط ارائه‌دهنده خدمت نیست

الهام ذاکری در ارائه «ساختن سوژه تغییر» بحث خود را از دوگانه قدرت و محرومیت آغاز کرد. به گفته او، بخشی از نقدهای واردشده به نهادهای مدنی از اینجا می‌آید که این نهادها گاهی به جای مواجهه با ساختارهای مولد فقر و نابرابری، صرفاً پیامدهای آنها را تسکین می‌دهند. او با اشاره به عقب‌نشینی دولت‌های رفاه و گسترش سیاست‌های بازارمحور از دهه ۱۹۷۰ توضیح داد که در برخی تجربه‌ها، واگذاری مسئولیت به نهادهای مدنی به جای تقویت عاملیت مردم، به فردی‌کردن مسئله فقر انجامیده است؛ گویی فقر نتیجه کمبود مهارت یا تلاش فردی است، نه محصول ساختارهای نابرابر.

ذاکری بر خطر نگاه از بالا به گروه‌های محروم نیز تأکید کرد. از نظر او، نهاد مدنی نه باید افراد را «قربانیانی منفعل» ببیند و نه به نام احترام به عاملیت آنها، مسئولیت مقابله با ساختارهای نابرابر را تماماً بر دوش همان گروه‌ها بگذارد. مسئله، پیوند حمایت با کنش و مطالبه‌گری است.

ذاکری بخش دیگری از بحث را به اخلاق مراقبت اختصاص داد. او گفت سیاست‌های بازارمحور تنها نابرابری اقتصادی تولید نمی‌کنند، بلکه نوعی سوژه فردگرا می‌سازند که موفقیت و شکست را صرفاً نتیجه تلاش شخصی می‌بیند. در برابر این وضعیت، نهادهای مدنی می‌توانند فضایی برای تمرین مسئولیت نسبت به دیگری و کنش جمعی باشند. او با ارجاع به بحث بوردیو تأکید کرد: «دانستن کافی نیست؛ باید فضاهایی داشته باشیم که در آن اخلاق مراقبت را تمرین کنیم.» از نگاه او، نهاد مدنی می‌تواند یکی از همین فضاها باشد؛ فضایی برای جمع‌شدن، مطالبه‌گری و ساختن امکان کنش جمعی.

ذاکری همچنین گفت بیش از ۹۰ درصد نیروی کار ایران موقتی است. از نظر او، وقتی محل کار دیگر فضای پایداری برای رابطه و تشکل نیست، باید شکل‌های تازه‌ای برای جمع‌شدن نیروهای بی‌ثبات‌کار ابداع کرد و نهادهای مدنی می‌توانند یکی از بسترهای آن باشند.

سیاست اجتماعی؛ از حاشیه جنگ به متن امنیت

فرشید یزدانی در ارائه «سیاست اجتماعی در جنگ؛ حاشیه یا متن؟» استدلال کرد که جنگ را نباید فقط به ویرانی و رخداد نظامی فروکاست. جنگ به تعبیر او «زخم تاریخی و عمیقی» بر پیکر جامعه، اقتصاد و روان جمعی می‌گذارد و به همین دلیل سیاست اجتماعی باید پیش از جنگ، در جریان جنگ و پس از آن دیده شود: پیش از بحران برای افزایش تاب‌آوری، در میانه بحران برای مدیریت آسیب و پس از آن برای بازسازی اجتماعی.

یزدانی امنیت ملی را نیز فراتر از توان نظامی تعریف کرد. از نگاه او، جامعه‌ای که از انسجام، رفاه و ظرفیت حمایت اجتماعی برخوردار نیست، حتی با برخورداری از توان آفندی، در برابر بحران آسیب‌پذیر باقی می‌ماند. او گفت: «ما چون بحث آفندی داریم، بحث پدافندی‌مان حتی در حوزه اجتماعی وجود ندارد؛ مرتب به آفند تکیه می‌کنیم، نه به پدافند.» و در ادامه از مردمی سخن گفت که در برابر نیروی بیرونی و فشارهای داخلی «بی‌دفاع» می‌شوند. در این چارچوب، پدافند اجتماعی یعنی مقاوم‌ترکردن جامعه از مسیر اشتغال، سلامت، مسکن، تأمین اجتماعی و اعتماد عمومی.

آمارهایی که یزدانی در نشست ارائه کرد نیز برای توضیح همین وضعیت بود. به گفته او نرخ مشارکت اقتصادی از ۴۱.۹ درصد به ۴۰.۷ درصد رسیده و از حدود ۲۴.۷ میلیون شاغل، تنها حدود ۱۷ میلیون نفر اشتغال کامل دارند و ۳۱ درصد با اشتغال ناقص روبه‌رو هستند. او همچنین گفت از حدود ۸۲۰ هزار نفری که در یک سال به سن فعالیت رسیده‌اند، فقط حدود ۳۲ هزار نفر شاغل شده‌اند و نرخ بیکاری از ۷.۳ به ۹.۱ درصد افزایش یافته است.

در حوزه فقر نیز یزدانی به گزارشی اشاره کرد که ۴۴ درصد جمعیت را زیر خط فقر برآورد کرده بود؛ او گفت محاسبه خودش بر پایه همان داده‌ها عددی نزدیک به ۵۵ درصد به دست می‌دهد. تورم نقطه‌ای حدود ۸۸ درصدی، به گفته او، برای دهک‌های اول و دوم به حدود ۱۰۰ درصد می‌رسد، در حالی که برای دهک دهم حدود ۸۵ درصد است. درباره مسکن نیز گفت سهم مالکیت در تهران، که در گذشته حدود سه‌چهارم خانوارها بود، برای نخستین بار به زیر ۵۰ درصد رسیده است. از نگاه یزدانی، این ارقام فقط شاخص اقتصادی نیستند؛ نشانه‌های تضعیف «پدافند اجتماعی»‌اند.

 

از همدلی تا اقدام؛ تجربه‌های پنل جمعی

بخش دوم نشست به تجربه نهادها و فعالان مدنی اختصاص داشت. در حوزه افراد دارای معلولیت، تجربه توان‌یاب مطرح شد؛ تجربه‌ای که بر توان‌بخشی حرفه‌ای، استقلال از دولت و نگاه مبتنی بر توانمندی افراد دارای معلولیت تأکید داشت. در این بحث تأکید شد که نهاد مدنی باید مشارکت و استقلال افراد را تقویت کند، نه اینکه صرفاً توزیع‌کننده کمک باشد.

نماینده بهمان، که در حوزه توانمندسازی کودکان و نوجوانان فعالیت می‌کند، توضیح داد که اختلال ارتباطات در جنگ، هماهنگی میان داوطلبان و تماس با خانواده‌ها را دشوار کرد. این مجموعه تلاش کرد ارتباط با کودکان و خانواده‌ها را حفظ کند، بسته‌های فعالیت برای کودکان تهیه کند و در مرحله بعد، با توجه به فشار اقتصادی و روانی واردشده به خود داوطلبان، صندوق حمایتی برای آنان شکل دهد؛ اقدامی که نشان می‌داد مراقبت از جامعه هدف بدون مراقبت از نیروی انسانی نهاد مدنی پایدار نمی‌ماند.

در تجربه احیای ارزش‌ها، نهادی فعال در حمایت از افراد دارای HIV، بحث از یک پرسش ساده شروع شد:«کسی که خانه‌اش آسیب دیده، چه توان روانی دارد که مشاوره بگیرد؟» از دل همین پرسش «سبد سنا» برای حمایت سریع از خانواده‌های آسیب‌دیده شکل گرفت. به گفته نماینده این مجموعه، تا پیش از پایان جنگ حدود ۱۵۰ مورد حمایت مالی انجام شد و تلاش شد خانواده‌ها متناسب با نیازشان به خدمات روان‌شناختی، درمانی و مددکاری متصل شوند. این تجربه همچنین به مطالبه‌گری و مکاتبه با نهادهای رسمی و بین‌المللی درباره پیامدهای اجتماعی جنگ پیوند خورد.

در ادامه، فعالان حوزه مهاجران درباره شدت‌گرفتن طرد و امنیتی‌شدن مسئله مهاجران افغانستانی در بستر جنگ صحبت کردند؛ وضعیتی که به گفته آنان باعث شد گروهی که خود در معرض ناامنی، فقر و آسیب جنگ بودند، از دایره همدلی اجتماعی بیرون رانده شوند. تجربه‌های مرتبط با توانمندسازی زنان و کسب‌وکارهای خرد نیز مطرح شد: از ایجاد فرصت فروش بدون هزینه برای زنان شهرهای کوچک تا نمونه زنانی در سکونتگاه‌های محروم که آموزش و توانمندسازی اقتصادی را به مطالبه‌گری جمعی برای دسترسی به خدمات عمومی پیوند زدند.

جمع‌بندی گفت‌وگو شاید در یک پرسش خلاصه شود: نهاد مدنی چگونه می‌تواند هم در لحظه بحران به نیاز فوری پاسخ دهد و هم به بازتولید ساختارهای مولد محرومیت کمک نکند؟ ذاکری بر ضرورت پیوند میان حمایت و تغییر ساختاری تأکید کرد و یزدانی بر پیشگیری، مستندسازی تجربه‌ها و تبدیل آنها به راهبردهای آماده برای بحران‌های بعدی. در این معنا، «مراقبت» فعالیتی حاشیه‌ای یا صرفاً خیرخواهانه نیست؛ بخشی از زیرساخت اجتماعی جامعه است، زیرساختی که اگر پیش از بحران ساخته نشود، در لحظه جنگ نیز چیزی برای اتکا به آن باقی نمی‌ماند.

این نشست در رسانه آتیه آنلاین نیز بازتاب یافت است؛ گزارش را می‌توانید در لینک زیر بخوانید.

https://atiyeonline.ir/post/78915

همچنین ویدئو کامل نشست «جنگ، رفاه و کنش مدنی» را می‌توانید در آپارات موسسه معین منتشر شده است.

https://www.aparat.com/v/nxv500i

مطالب منتخب